زیتون رودبار؛ میراث تاریخی و فرصت مغفول اقتصادی جنوب گیلان

نام رودبار با زیتون گره خورده و با سهم ۱۲ درصدی از تولید کشور از قطب‌های اصلی این محصول است؛ اما محدودیت منابع آبی و فرسودگی بخشی از باغات، توسعه آن را با چالش روبه‌رو کرده است.

نام رودبار با زیتون گره خورده و با سهم ۱۲ درصدی از تولید کشور از قطب‌های اصلی این محصول است؛ اما محدودیت منابع آبی و فرسودگی بخشی از باغات، توسعه آن را با چالش روبه‌رو کرده است.
در جنوب گیلان، جایی میان کوه و رود، نام یک درخت با نام یک شهر گره خورده است؛ آن‌قدر عمیق که نمی‌توان یکی را بدون دیگری تصور کرد.
رودبار را با زیتون می‌شناسند؛ پیوندی که نه حاصل تبلیغ است و نه یک برند تازه‌ بوده، بلکه ریشه در تاریخ دارد؛ تاریخی که رد آن را می‌توان در یافته‌های باستان‌شناسی تپه تاریخی کلورز در حوالی رستم‌آباد جست‌وجو کرد. شواهد نشان می‌دهد کشت زیتون در این منطقه پیشینه‌ای بیش از دو هزار سال دارد؛ پس وقتی از رودبار به عنوان «خاستگاه زیتون» یاد می‌شود، اغراق نیست، بلکه تکیه بر یک حقیقت تاریخی است.
 میان سپیدی رود و سبزی زیتون
اگر از حاشیه سفیدرود بگذرید و جاده را به سمت باغ‌ها ادامه دهید، منظره‌ای پیش چشمتان باز می‌شود که تنها یک تصویر طبیعی نیست؛ روایتی است از صبوری و برکت. درختان زیتون، با شاخه‌هایی که زیر بار محصول خم شده‌اند، بی‌هیاهو و سر به زیر ایستاده‌اند؛ انگار تواضع را از دل خاک آموخته‌اند.
تابستان‌های داغ جنوب گیلان را با کم‌آبی و گرمای سوزان پشت سر می‌گذارند. لرزش‌شان از بیم آفت مگس زیتون را می‌توان در سال‌های سخت دید؛ آفتی که نزدیک به دو دهه، نفس باغداران را گرفته و بر کمیت محصول سایه انداخته است. اما این درختان، با همه تهدیدها، پابرجا مانده‌اند؛ هر سال سبد سبد محصولی می‌دهند که نام رودبار را دوباره بر سر زبان‌ها می‌اندازد.