فشار برمردم با آزمون و خطای برنامه های اقتصادی

در روزهایی که جامعه ما با چالش‌های اقتصادی متعددی دست و پنجه نرم می‌کند، کمبود بعضی از مواد غذایی در بازار به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است. به‌ویژه در چند ماه اخیر، شاهد نایاب شدن بعضی از اقلام اساسی مانند روغن در فروشگاه‌ها بوده‌ایم. این وضعیت نه تنها به افزایش قیمت‌ها منجر شده، بلکه اعتماد مردم به سیاست‌های اقتصادی را نیز به شدت کاهش داده است.

فشار برمردم با آزمون و خطای  برنامه های اقتصادی

در روزهایی که جامعه ما با چالش‌های اقتصادی متعددی دست و پنجه نرم می‌کند، کمبود بعضی از مواد غذایی در بازار به یکی از معضلات جدی تبدیل شده است. به‌ویژه در چند ماه اخیر، شاهد نایاب شدن بعضی از اقلام اساسی مانند روغن در فروشگاه‌ها بوده‌ایم. این وضعیت نه تنها به افزایش قیمت‌ها منجر شده، بلکه اعتماد مردم به سیاست‌های اقتصادی را نیز به شدت کاهش داده است.
هر روز که به بعضی از فروشگاه‌ها مراجعه می‌کنیم، با قفسه‌هایی خالی و صف‌های طولانی برای خرید اقلام ضروری مواجه می‌شویم. این تصویر نه تنها نشان‌دهنده کمبود مواد غذایی است، بلکه بیانگر یک بحران عمیق‌تر در نظام توزیع و مدیریت اقتصادی کشور است. وقتی که روغن، آرد و دیگر اقلام اساسی به یکباره نایاب می‌شوند و سپس با قیمت‌هایی چندبرابر به بازار عرضه می‌گردند، این سوال پیش می‌آید که آیا واقعاً برنامه‌ای برای حمایت از مردم وجود دارد یا اینکه فقط یک سیاست کوتاه‌مدت برای مدیریت بحران‌هاست؟
این وضعیت، مردم را در شرایطی قرار می‌دهد که مجبورند برای تأمین نیازهای اولیه خود، هزینه‌های گزافی را پرداخت کنند. در حالی که برخی از مسئولان وعده‌هایی مبنی بر کنترل قیمت‌ها و تأمین نیازهای اساسی می‌دهند، واقعیت‌های موجود در بازار نشان‌دهنده عدم تحقق این وعده‌هاست. آیا این نوع سیاستگذاری واقعاً به نفع مردم است یا تنها منجر به افزایش فشار بر دوش آنها می‌شود؟
در این میان، سوالات بسیاری در ذهن مردم ایجاد می‌شود. چرا باید مردم همیشه قربانی تصمیمات نادرست اقتصادی باشند؟ آیا زمان آن نرسیده که برنامه ریزان اقتصادی  به جای اتخاذ تصمیمات مقطعی و سطحی، به فکر راهکارهای اصولی و پایدار برای بهبود شرایط معیشتی مردم باشند؟ چرا باید هر بار که مشکلات اقتصادی بروز می‌کند، این مردم باشند که هزینه آن را پرداخت کنند؟
به نظر می‌رسد که سیاست‌های حمایتی که ادعا می‌شود برای رفاه مردم طراحی شده‌اند، در عمل بیشتر به نوعی بازی اقتصادی تبدیل شده‌اند که تنها نتیجه‌اش افزایش مشکلات عمومی است. آیا مسئولان نمی‌بینند که این رفتارها باعث ایجاد بی‌اعتمادی و ناامیدی در بین مردم می‌شود؟ آیا وقت آن نرسیده که به جای وعده ها، اقداماتی عملی و مؤثر انجام دهند؟
در نهایت، بحران مواد غذایی و افزایش قیمت‌ها تنها بخشی از مشکلات بزرگتر اقتصادی ماست. برای حل این معضلات، نیازمند یک رویکرد جامع و پایدار هستیم که در آن مردم در مرکز توجه قرار داشته باشند. باید تلاش کنیم تا بار دیگر اعتماد مردم را جلب کنیم و نشان دهیم که سیاست‌های اقتصادی می‌توانند به جای آسیب زدن به معیشت آنها، منجر به رفاه و آسایش عمومی شوند. اگر این تغییرات صورت نگیرد، باید منتظر ادامه این چرخه معیوب باشیم که در آن مردم همواره متضرر اول و آخر خواهند بود.