تغییر روند روابط بین‌الملل از حاکمیت قانون به سمت قدرت‌نمایی نظامی

به بهانه حمله نظامی آمریکا به کاراکاس؛

در دهه‌های اخیر، شاهد تغییرات عمیق و قابل توجهی در روابط بین‌الملل بوده‌ایم. روندی که روزگاری بر مبنای حاکمیت قانون، حقوق بشر و همکاری‌های چندجانبه شکل گرفته بود، اکنون به سمت قدرت‌نمایی نظامی و بازگشت به استعمار سنتی حرکت می‌کند.

تغییر روند روابط بین‌الملل از حاکمیت قانون  به سمت قدرت‌نمایی نظامی

در دهه‌های اخیر، شاهد تغییرات عمیق و قابل توجهی در روابط بین‌الملل بوده‌ایم. روندی که روزگاری بر مبنای حاکمیت قانون، حقوق بشر و همکاری‌های چندجانبه شکل گرفته بود، اکنون به سمت قدرت‌نمایی نظامی و بازگشت به استعمار سنتی حرکت می‌کند. این تغییرات نه تنها نگران‌کننده هستند، بلکه نشان‌دهنده سکوت و انفعال جامعه جهانی در برابر این تحولات است. در نمونه اخیر، حمله آمریکای به ونزوئلا و سرنگون کردن دولت و ربودن رئیس جمهور این کشور، نکات ذیل را مورد توجه قرار می دهد.
۱. افول حاکمیت قانون
حاکمیت قانون به عنوان یکی از اصول بنیادین نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم، به ترویج صلح و امنیت کمک کرده است. اما در سال‌های اخیر، این اصل به شدت مورد چالش قرار گرفته است. قدرت‌های بزرگ، به ویژه ایالات متحده و چین، با استفاده از قدرت نظامی و اقتصادی خود، قواعد جدیدی را برای بازی در عرصه جهانی وضع می‌کنند که نه تنها به نفع خودشان بلکه به ضرر دیگر کشورهاست. این رویکرد نه تنها به تضعیف نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل منجر شده، بلکه باعث افزایش تنش‌ها و بی‌ثباتی در مناطق مختلف جهان شده است.
۲. قدرت‌نمایی نظامی
قدرت‌نمایی نظامی به یک ابزار اساسی در دیپلماسی جهانی تبدیل شده است. کشورهایی مانند روسیه و چین با نمایش توان نظامی خود در بحران‌ها و منازعات منطقه‌ای، سعی در تحمیل اراده خود بر دیگر کشورها دارند. این قدرت‌نمایی نه تنها بر روی زمین، بلکه در فضای سایبری و اقتصادی نیز مشاهده می‌شود. تهدیدات سایبری و تحریم‌های اقتصادی به ابزارهایی برای اعمال فشار تبدیل شده‌اند که نشان‌دهنده انحراف از اصول حاکمیت قانون است.
۳. بازگشت به استعمار سنتی
بازگشت به استعمار سنتی، به معنای تسلط و کنترل کشورهای بزرگ بر منابع و سیاست‌های کشورهای کوچک‌تر، نشانه دیگری از این تغییر روند است. در حالی که جهان به سمت جهانی شدن و همکاری‌های بین‌المللی پیش می‌رود، قدرت‌های بزرگ با ایجاد توافقات ناعادلانه و بهره‌برداری از منابع طبیعی کشورهای ضعیف‌تر، به دنبال تأمین منافع خود هستند. این اقدام نه تنها باعث تضعیف استقلال سیاسی و اقتصادی کشورها می‌شود، بلکه نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی را نیز تشدید می‌کند.
۴. سکوت و انفعال جامعه جهانی
شاید یکی از نگران‌کننده‌ترین جنبه‌های این تغییر روند، سکوت و انفعال جامعه جهانی باشد. سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری غالباً در برابر این تحولات واکنش مناسبی نشان نمی‌دهند. این سکوت می‌تواند ناشی از منافع سیاسی یا اقتصادی کشورهای قدرتمند باشد که ترجیح می‌دهند در برابر نقض حقوق بشر و تجاوزات نظامی چشم خود را ببندند. این وضعیت نه تنها اعتماد عمومی را نسبت به نهادهای بین‌المللی کاهش می‌دهد، بلکه به تداوم بحران‌ها و نارضایتی‌ها دامن می‌زند.
۵. نتیجه‌گیری
تغییر روند روابط بین‌الملل از حاکمیت قانون به سمت قدرت‌نمایی نظامی و بازگشت به استعمار سنتی، زنگ خطری برای جامعه جهانی است. قدرت‌های بزرگ با توافقات معنادار خود، نظم جهانی را زیر سؤال می‌برند و جامعه جهانی باید با آگاهی بیشتر و واکنش مناسب به این تحولات پاسخ دهد. تنها با تقویت حاکمیت قانون و همکاری‌های چندجانبه می‌توان از بروز بحران‌های بیشتر جلوگیری کرد و به سوی یک نظم جهانی پایدارتر حرکت کرد. در غیر این صورت، جهان ممکن است بار دیگر شاهد دوران تاریک استعمار و سلطه باشد که پیامدهای آن برای بشریت غیرقابل تصور خواهد بود.