تار و پود زندگی؛ نگاهی به حرمی‌بافی لرستان

حرمی‌بافی یکی از کهن‌ترین و اصیل‌ترین دست‌بافته‌های سنتی استان لرستان است که ریشه در زیست عشایری و روستایی این منطقه دارد.

تار و پود زندگی؛ نگاهی به حرمی‌بافی لرستان

*رضوان پاک منش
حرمی‌بافی یکی از کهن‌ترین و اصیل‌ترین دست‌بافته‌های سنتی استان لرستان است که ریشه در زیست عشایری و روستایی این منطقه دارد.
هنرحرمی بافی ، افزون بر کارکرد‌های روزمره، حامل لایه‌های عمیقی از هویت فرهنگی، ذوق زیبایی‌شناسانه و دانش بومی مردمان لرستان است؛ دانشی که سینه‌به‌سینه و عمدتاً توسط زنان منتقل شده و تا امروز دوام آورده است.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان؛ حرمی، پارچه‌ای دست‌بافت و نسبتاً ضخیم است که در گذشته برای مصارف گوناگونی، چون روانداز، زیرانداز، پرده، پوشش کرسی، بقچه و گاه برای تقسیم فضا در سیاه‌چادر‌ها به‌کار می‌رفت. نام «حرمی» به‌باور برخی پژوهشگران به مفهوم حرمت و حریم بازمی‌گردد؛ چراکه این بافته در سامان‌دهی فضای زندگی و ایجاد حریم نقش داشته است.
 حرمی‌بافی؛ میراثی زنانه از دل کوچ و فرهنگ
هرچند تاریخ دقیق آغاز حرمی‌بافی به‌طور مستند مشخص نیست، شواهد مردم‌نگارانه نشان می‌دهد که این هنر دست‌کم چند سده در میان ایلات و طوایف لر رواج داشته است. وابستگی معیشت عشایر به دامداری و دسترسی به الیاف طبیعی مانند پشم، زمینه‌ساز شکل‌گیری و تداوم این بافت بوده است. حرمی‌بافی را می‌توان در امتداد سنت‌های کهن نساجی ایران و هم‌خانواده با دیگر بافته‌های ایلیاتی دانست.
مهم‌ترین ماده اولیه در حرمی‌بافی پشم گوسفند است. پشم پس از چیدن، شست‌وشو و حلاجی، به نخ تبدیل می‌شود. در گذشته رنگرزی نیز کاملاً طبیعی و با استفاده از گیاهان بومی، پوست درختان، ریشه‌ها
و مواد معدنی انجام می‌گرفت. این رنگ‌ها نه‌تنها دوام بالایی داشتند، بلکه
با اقلیم و ذائقه بصری منطقه هماهنگ بودند.
 نقوشی که سخن می‌گویند
حرمی‌بافی معمولاً با دار‌های افقی ساده انجام می‌شود که به‌ویژه برای زندگی کوچ‌نشینی مناسب است. بافت به‌صورت پودمحور و با تراکم نسبتاً بالا صورت می‌گیرد که به استحکام و گرمای بافته می‌افزاید. نقش‌ها اغلب ذهنی‌باف هستند؛ یعنی بافنده بدون نقشه مکتوب و بر اساس حافظه، تجربه و خلاقیت شخصی می‌بافد.
نقوش حرمی غالباً هندسی و انتزاعی‌اند و از خطوط شکسته، راه‌راه‌ها و ترکیب‌بندی‌های ساده، اما موزون تشکیل می‌شوند. این سادگی ظاهری، در عین حال بیانگر نظم، ریتم و هماهنگی با طبیعت پیرامون است. رنگ‌ها معمولاً شامل طیف‌هایی از قرمز، لاکی، سرمه‌ای، قهوه‌ای، کرم و سیاه هستند که هر یک می‌تواند بازتابی از عناصر طبیعی، باور‌ها یا شرایط زیستی بافنده باشد.
 جایگاه اجتماعی و فرهنگی
حرمی‌بافی صرفاً یک فعالیت اقتصادی نبوده، بلکه بخشی از زندگی روزمره و آیینی جامعه به‌شمار می‌رفته است. زنان بافنده در خلال بافت، داستان‌ها، احساسات و حتی آرزو‌های خود را در نقش و رنگ می‌ریختند.
 از این‌رو هر حرمی، اثری یگانه و حامل روایت شخصی و جمعی است.
در دهه‌های اخیر، با تغییر شیوه زندگی، کاهش کوچ‌نشینی و ورود منسوجات صنعتی، حرمی‌بافی با خطر کم‌رنگ شدن مواجه شده است. کاهش صرفه اقتصادی، کمبود بازار فروش و نبود حمایت‌های پایدار
از مهم‌ترین چالش‌های این هنر هستند. با این حال، تلاش‌هایی برای احیا و بازتعریف آن در قالب محصولات کاربردی نوین و گردشگری فرهنگی در حال انجام است.