جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
 ÝÑã ÏÑ ÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘ ÌåÇä ÇÞÊÕÇÏارتباط با ماآرشيوشناسنامه صفحه اصلي
تاریخ 1385/04/17 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران نسخه شماره 2523

  گفت وگوي اختصاصي آفرينش با دوبرادر هنرمند
 اميد وکاوه آهنگر:بچگي نکرده بزرگ شديم  

گفت وگوي امروز را با دو برادر هنرمند انجام داديم که يکي از آنها(اميدآهنگر) ياد آور خاطرات کودکي بسياري از ما مي باشد.(علي کوچولو)سالهاي زيادي را با ما بود وچيزهاي بسياري را از رفتار وکردار او ومادرش (فرزانه کابلي  )دربرنامه زيباي تلويزيوني با نام "علي کوچولو اين مرد کوچک"ياد گرفتيم ودر خاطرمان ثبت کرديم او اينک بزرگ شده ودرغالب بازيگري جوان با کارهاي تاثيرگذارش در عرصه بازيگري هنوز هم توانمندي هاي پنهان ونهفته بسياري دارد که گام به گام در حال طي کردن پله هاي موفقيت است وامابرادرکوچکترش "کاوه آهنگر" که ازسه سالگي دربرنامه هاي مخصوص کودک ونوجوان کارش را شروع کرد  واين روزهادر سريال ديدني "پاي پياده" شاهد هنرنمايي او هستيم. او با علاقه وپشتکار فراوان سعي دارد در اين عرصه صاحب نام شود هرچند که اين حرفه را به عنوان شغل اصلي قبول ندارد.اين گفت وگوي خواندني را با دو برادرهنرمند بخوانيد:    
لطفاکمي ازخودتان براي ما بگوييد؟
*اميد: درسال 1357در تهران متولد شدم . فارغ التحصيل از هنرستان صداو سيما و فارغ التحصيل رشته ي کارشناسي ادبيات دراماتيک از دانشگاه آزادهستم، حدود 25 سال است که کار بازيگري مي کنم .در حدود 40 کار سينمايي، تلويزيوني،تئاتروتله تئاتردارم .متاهل وصاحب يک فرزند پسرهستم.
کاوه: متولد 1368 سال آخر رشته ي علوم تجربي هستم، حدود 14-13 سال سابقه کار هنري دارم. مجرد هم هستم و بچه هم ندارم (خنده)
چطور شد که وارد اين عرصه شديد ؟
اميد: پدر من در اين عرصه فعاليت داشت و طبعا من هم به طبعيت از او وارد اين عرصه شدم . بازيگري را از سن 5 سالگي واز سال 61 به طور جدي آغاز کردم که البته قبل از آن هم بازي کرده بودم ويک سال بعد توسط يکي از دوستان پدرم براي پروژه علي کوچولو دعوت به کار شدم.
کاوه: من هم هميشه وقتي کار پدرم و اميد را مي ديدم به اين کارعلاقه پيدا کردم و وارد اين عرصه شدم.
براي همديگر پارتي بازي هم مي کنيد؟
اميد: بله پارتي بازي هم زياد کرديم چون در سينماي ايران همين دو نفر هستيم که مي توانيم براي هم کار کنيم و تيم نيستيم.
ازکارهاي جديدتان برايمان بگوييد؟
اميد: يک سريال 13 قسمتي به نام "واپسين کوچ "از شبکه  يک سيما و سريال ديگر به نام "سرعشق" که آن هم قرار است ازشبکه يک پخش شود.
کاوه:من به تازگي سرکار آقاي عياري"روزگارغريب" بودم که همچنان هم ادامه دارد. کاري هم که اخيرا ازمن پخش شد" پاي پياده" کار آقاي توسلي بود بعد ازآن يک سفر رفتم جنوب سرکارآقاي جواد افشار.
چه قدر در ارتباط با نقش ها با هم مشورت مي کنيد؟
اميد: قطعا خيلي به دليل آن ضعف نوشتاري که به جز چند مورد استثنا در سينما و تلويزيون ما وجود دارد .مابا هم مشورت مي کنيم تا بتوانيم نقش هاي خوبي را انتخاب کنيم.
بهترين منتقدان شما چه کساني هستند ؟
اميد وکاوه :خانواده ما بهترين منتقدانمان هستند
کمي درباره پاي پياده توضيح دهيد؟
کاوه: من قبلا با آقاي توسلي کار نکرده بودم و افتخاراين را داشتم که دراين سريال با هم کارکنم.ايشان هم خيلي ازبازي من راضي بودند. من نقشم را خيلي دوست داشتم چون نقشي متفاوت بود ، نقش يک نوجوان زنداني که در کانون اصلاح و تربيت به سر مي برد. نقد مثبتي هم ازاين نقش شدو خود من هم  فکر مي کنم 50 درصد موفق بودم.
کمي از فصل زرد برايمان بگوييد؟
اميد: فصل زرد به دليل نگاه نويي که به مقوله قرص اکس داشت جزو معدود کارهاي موفق شبکه يک بود، ابتدا قراربر اين بودکه من نقش ديگري راايفا کنم اما وقتي که فيلمنامه را خواندم با آن نقش ارتباط خوبي برقرارنکردم در حالي که شخصيت کاراکترکريم را خوب فهميده بودم و ازآقاي زهتابي خواستم که اجازه دهد نقش کريم را من بازي کنم و ايشان هم پذيرفتند . اما من براي نقش کريم يک چيزي کم داشتم و آن هم سبيل بودتا به جايگاه مناسب سني کريم برسم به همين دليل سه هفته مانده به کليد خوردن کار من دست به صورتم نزدم تا فيزيک ظاهري کريم شکل گيرد و خدا را شکر با نقد هايي که شد ورضايت مردم  نشان داد که کارخوبي شده بود.
با شخصيت يک جوان ساده و شهرستاني چه طور کنار آمديد؟
اميد: من حدود 8سال پيش نقشي شبيه کريم را در سريال "بافته هاي رنج" بازي کرده بودم وبه همين خاطرخيلي با کريم غريبه نبودم، جدا ازاينکه کريم در درونش يک چيزهايي داشت که به خودمن نزديک بود وهمين باعث گرايش من به سمت کريم شد.
کدام يک از نقشهايي را که بازي کرديد بيشتر دوست داريد؟
اميد: من تمام نقش هايم را دوست دارم چون براي بازي در اين نقش ها 95درصد از دوران کودکي و نوجواني ام را از دست دادم واين نکته راهميشه گفتم ،به خاطر اينکه از سن 5 سالگي در محيطي قرار گرفتم که همه بزرگتر از من بودند هيچ وقت کودکي نکردم .اما جدا از اينها هيچ وقت نمي توانم "علي کوچولو" را به خاطر ماندگاري که داشت از ياد ببرم و "فصل زرد" را هم خيلي دوست داشتم.
کاوه: من هم همه کارهايم را دوست دارم اما بازي در سريال هاي"غريب آشنا"،" پاي پياده" وبازي در8قسمت "پس از باران" راخيلي بيشتر دوست دارم.
 کدام يک به شما نزديک تر بودند؟
-اميد: قطعا "علي کوچولو"چون خودم بودم.
-کاوه: نقشي که درسريال پس ازباران داشتم چون من درشرايطي آن نقش را بازي کردم که تقريبا همان اتفاق ها براي خودم افتاده بود.
 شما کارگرداني هم کرده ايد؟
-اميد: بله، من در سالهايي که هنرجوي هنرستان صدا و سيما بودم چند تئاتر را روي صحنه بردم و چند فيلم کوتاه ساختم اما به دليل بي کراني هنر،فکر مي کنم با اينکه چشم آبي،موهاي لخت وصورت ويتريني ندارم ولي هنوز نياز دارم بمانم ،بازيگر باشم و چيزياد بگيرم شايد در سال هاي آينده کارگرداني هم بکنم ولي فعلا نياز دارم درعرصه بازيگري تجربه کسب کنم.
 چرا کار تئاتر نمي کنيد؟
-اميد: من با وجود اينکه کار تئاتررا صميمانه وعاشقانه دوست دارم اما به خاطر بخش مالي آن که پاسخ گوي نياز هاي ما نيست فعلا از تئاتر چشم پوشي کردم ولي اين قول را مي دهم که در سال هاي آينده کار تئاترهم انجام دهم.
 از سريال روزگارقريب برايمان بگوييد؟
-کاوه: اين سريال يک کار تاريخي است و من 2 دوره سني دکتر محمد قريب را بازي مي کنم، دوره اول 12-13 سالگي  و دوره دوم 17-18 سالگي که دوره قبل از من را پرهام کرمي ،دوره بعد را شهاب کسرائي، وسنين بزرگسالي را هم ناصر هاشمي ودوره هاي آخر عمرش را مهدي هاشمي بازي مي کند.
 تصميم داريد به کار بازيگري ادامه دهيد؟
-کاوه: کار بازيگري را خيلي دوست دارم اما هيچ وقت به عنوان شغل اول به اين حرفه نگاه نمي کنم چون زماني که بخواهيم استقلال مالي داشته باشيم اين حرفه و درآمدش اصلا پاسخگوي نيازهاي آدم نيست و من اين حرفه را تا جايي که بتوانم دنبال مي کنم ولي به عنوان شغل دوم.
 چرا کم کار مي کنيد؟
اميد: اگر ما کم کار مي کنيم دليلش به خود سينماي ايران بر مي گردد که عده اي تبر برداشته و به ريشه سينماي ايران ضربه مي زنند. متاسفانه يا خوشبختانه زمانيکه پدرم فوت کرد من ديگر نه پسر خاله اي داشتم که مرا سر کار ببرد نه پسرعمويي که تهيه کننده باشد خودم روي پاي خودم ايستادم و در سينما ي ايران جاي خودم را پيدا کردم ولي خيلي ها هستند که در حق سينما ظلم مي کنند. الان حضور بازيگران در سينما واسطه اي شده و هر روز يک تيپ جديد ومدل موي جديد وارد مي کنند که وجه اشتراکشان هم شده موي بلند، چشم آبي وچهره هاي تين ايجري وواقعا حيف است که سينماي ما به اين راه کشيده شود.
 در کاربا کدام کارگردان ها راحت تر بوديد؟
- اميد: من با همه کارگردان هايي که کارکردم راحت بودم و مشکل خاصي نداشتم اما با مرحوم سجاد حسيني سر فيلم "راز چشمه ي سرخ "،با داريوش فرهنگ در"بهترين باباي دنيا" ومحسن زهتابي در"فصل زرد" راحت تر بودم.
-کاوه: من با هيچ يک از کارگردانان مشکل نداشتم ولي کار با کيانوش عياري را بيشترازهمه دوست داشتم چون تجربه اي که در" روزگارغريب" به دست آوردم بيشتر از تجربه اي بود که در چهارده سال فعاليت هنري ام کسب کردم .
 قبل از اين که وارد اين عرصه شويد چه تصوري از بازيگري داشتيد؟
 -اميد: چون از کودکي وارد شدم .تصور خاصي نداشتم اما در يک دوره از زمان ديگر دوست نداشتم بازي کنم چون مي ديدم اين حرفه تمام آرزوهاي کودکي ام را از من گرفته ومن بيشتر عمرم را در اين حرفه گذرانده ام اين کاري است که وقتي انتخابش مي کني ديگر نمي تواني ازکنارش بگذاري.
- کاوه: من در دوران کودکي به اين حرفه به شکل يک تفريح نگاه مي کردم و تصور خاصي هم نداشتم تااين که کمي بزرگتر شدم و متوجه شدم اصلا نمي شود روي اين حرفه حساب کرد.
 کار بازيگري چقدر به رشد شخصيتتان کمک کرد؟
اميد : خيلي زياد ،به دليل اين که من تا اينجا 90 درصد زندگيم را در بازيگري گذرانده ام همان طور که گفتم کودکي نکرده ام و به جاي آن با آدم هاي بزرگتر از خودم در ارتباط بودم و مجبور بودم بزرگتر از آن چيزي که هستم فکر کنم همين باعث شد که در يک مقطع زماني حس کنم خيلي از چيزهايي که دوستانم نميدانند من مي دانم و کلا بزرگترازآن چيزي نشان مي دهم که هستم.
- کاوه: دقيقا همان چيزي که اميد گفت ، اين مساله باعث شد که خيلي سريع تر ازآن چيزي که بايد دنياي اطرافم را شناختم .البته  بعضي جاها يک سري ضررهايي هم به آدم وارد مي کند.
 شهرت را دوست داريد؟
- اميد: دوست داشتن شهرت يک چيز طبيعي است که در همه آدم ها وجود دارد اما تا زمانيکه شهرت نداريم حرص مي خوريم که داشته باشيم وقتي شهرت داريم مي خواهيم از آن فرار کنيم دليلش هم اين است که حد معقول ندارد ، مثلا من در صف نانوايي ايستادم يک خانمي به من مي گويد آقاي آهنگر شما چرا؟ خب من هم مي خواهم نان بخورم و اين حق من است به نظرمن شهرت درحد معقولش خوب است.
-کاوه: تا يک حدي دوست داشتني است اما از آن حد که مي گذرد اذيت مي کند واصلا دوست داشتني نيست.
 ميانه تان با موسيقي چه طوراست؟
اميد: بسيارخوب است من تنبک مي زنم وعاشق موسيقي سنتي هستم موسيقي پاپ را هم دوست دارم ولي کاوه اصلا به موسيقي سنتي علاقه ندارد.
 -کاوه: من عاشق موسيقي هستم ولي با موسيقي سنتي کنار نمي آيم و پاپ را خيلي بيشتر دوست دارم خودم هم گيتار مي زنم و دوست دارم تا جايي که امکان داشته باشد ادامه دهم.
 موسيقي چه قدر درايفاي نقش به بازيگر کمک مي کند؟
-اميد: هنر يک مقوله زنجيرواراست و تمام شاخه هايش به هم متصل هستند. به نظر من هيچ آدمي نيست که کار بازيگري بکند و بگويد موسيقي را دوست ندارد و ارتباطي که انسان مي تواند با موسيقي پيدا کند خيلي گسترده است.
-کاوه: موسيقي حس آدم را خيلي قوي مي کند و طرز تفکر آدم را خيلي بالا مي برد.
 معيار شما براي انتخاب نقش چيست؟
-اميد: ببينيدالان به دليل شرايطي که در سينما و تلويزيون است بيشتر نقش ها تحميلي است ولي جدا از اين قضيه من خودم شخصا در وهله اول به متن نگاه مي کنم بعد به عوامل چون مسلما متن که قوي باشد باعث مي شود کار خوب از آب درآيد.
-کاوه: من اصلا معيار خاصي ندارم چون در سال همين دو تا کاري هم که پيشنهاد مي شود مي پرد.
-اميد: مي دانيد دليلش چيست؟  سينماي ايران خودش را تنبل بار آورده مثلا اگر قرار است من نقش آدمي را بازي کنم که 5 سال از خودم بزرگتر است اين نقش را به من پيشنهاد نمي دهند به کسي پيشنهاد مي دهند که 5 سال از من بزرگتر باشد بدون در نظر گرفتن توانائي هاي آن بازيگر خب اگر قراراست من 5 سال بزرگتر شوم ظاهر و فيزيک من را توسط گريم مي توان 5 سال بزرگتر کرد يا نه؟شما درسينماي هاليوود نگاه کنيد رابرت دنيرو براي فيلم گاو خشمگين 40 کيلو چاق کرد ولي متاسفانه ما خودمان را تنبل بارآورده ايم مي رويم از کوچه و خيابان اين وآن را جمع مي کنيم و مي شوند بازيگر بدون اينکه در نظر بگيريم اصلا او چهار چوب بازيگري را بلد است يا نه؟
 تا بحال شده از بازي در نقشي پشيمان شويد؟
-اميد: بله،خيلي اتفاق افتاده من در يک برهه از زمان مجبور شدم چند کار انجام دهم که اصلا دوستشان نداشتم و متاسفانه با تهيه کنندگاني کار کردم که اگر الان ميليوني هم قرار داد ببندند با آنها  به دليل شرايط اخلاقي شان کار نمي کنم.
-کاوه: پشيمان نشدم ولي نقش هايي بوده که بعد از بازي با خودم گفتم کاش بهتر يا به شکل ديگري آن را ايفا مي کردم.
 با کار هاي 90 شبي موافقيد؟
-اميد: به هر حال ما بازيگريم و به مردم خدمت مي کنيم ما بايد آن قشري را که اين نوع کارها را دوست دارند هم در نظر بگيريم و به آن ها احترام بگذاريم ولي خودم اگر کار90شبي جدي باشد کار مي کنم ولي طنزي که در کشورمان است را قبول ندارم و کار نمي کنم البته من با طنزي که معنا و مفهوم خاص خودش را داشته باشد موافق هستم اما متاسفانه طنزي که در تلويزيون ما رايج شده اين است که چند نفر بروند جلوي دوربين و بزنند بر سر خودشان اين شد طنز مملکت ما ومن با اين طنز مخالفم.
-کاوه: من دوست دارم کارکنم چه طنز چه جدي ولي متاسفانه درکشورما کسي که وارد کار طنز مي شود ديگر نمي تواند از قالب خودش خارج شود يعني اگر قرار باشد کارگرداني کار جدي بسازد سراغ آن بازيگر نمي رود چون به اين معتقد است که او بازيگر طنز است و نمي تواند ژانرجدي را بازي کند.
 تا بحال نقشي بوده که شما در فيلم يا سريالي ديده باشيد و بگوييد من مي توانستم بهتر بازي کنم؟
- اميد: بله،نه به اين منظور که من ازآن بازيگر توانا ترم ولي وقتي کاررا پيش خودم اتود مي زنم مي گويم شايد من بهتر بازي مي کردم.
- کاوه: بله،اما هيچ وقت نمي گويم اگر جاي آن بازيگر بودم چون آدم بايد در شرايط خاصش قرار گيرد،خب شرايط آن بازيگر هم در همين حد بوده ولي مي گويم اگر اينکار را مي کرد بهتر بود.
 به نظر شما در بازيگري تحصيلات آکادميک حرف اول را مي زند يا تجربه؟
 -اميد: صد در صد تجربه چون هيچ جاي دنيا مدرک شما جلوي دوربين نمي رود آن ميميک صورت، انعطاف بدن و حس بازي است که جلوي دوربين است و من فکر مي کنم 99 درصد اين قضيه يک استعداد ذاتي است وازطريق تجربه اين استعداد رشد مي کند و يک مسئله برمي گردد به برداشت درست از جامعه اگرقراراست من نقش يک راننده يا قصاب را بازي کنم تا اين آدم را از نزديک لمس نکرده باشم نمي توانم خوب بازي کنم حالا هر چقدرهم مدرک داشته باشم تا رفتار وکردار يک قصاب را نبينم نمي توانم در قالب او فرو بروم .خيلي از بازيگران در سينماي خودمان هستند که مدرک آنچناني ندارند ولي استثنا هايي در بازيگري هستند.
 بازي در مقابل بازيگرحرفه اي را بيشتر دوست داريد يا نابازيگرآماتور؟
-اميد:مسلما بازيگر حرفه اي. اين قضيه مثل بازي فوتبالي  مي ماند، شما تيم فوتبالي را در نظر بگيريد که حريفش بسيارقدراست خب مسلما اين تيم از تکنيک هاي بيشتري استفاده مي کند و بهترازهميشه درزمين ظاهرمي شود، بازيگري هم همين است هرچه طرف مقابل حرفه اي تر باشد متقابلا توهم بهتربازي مي کني واگرهردو قطب حرفه اي بازي کنند کار خوب از آب در مي آيد .
 به نظر شما گريم تا چه حد به حس يک بازيگر کمک مي کند ؟
-اميد: مسلما خيلي ،شما سينماي هاليوود را نگاه کنيد يکي از مسائلي که باعث ميشود يک بازيگرتبديل به سوپراستارشود گريم  هاي متفاوت اوست.آنجا همه عوامل اعم از صدابردار، فيلمبردارو...دست به دست هم مي دهند تا آن بازيگر تبديل به سوپراستارشود اما سينماي ما به خاطر اينکه  صدابردار امکانات ندارد بايد زيرميکروفن بايستي وحرف بزني يا چون فيلمبردارکارش را بلد نيست بايد در يک محدوده خاصي حرکت کنيد، آنقدر بايد ها ونبايد ها براي آدم ميگذارند که بازيگر کار خودش را از ياد مي برد اما آنجا بازيگرپروازهم که بکند بقيه عوامل مجبورند و موظفند که با او همراه باشند. درمورد مسئله گريم هم همين است ،شما در فيلم "فرانکيشتين" گريم رابرت دنيرو را نگاه کنيد اصلا اين آدم را نمي شناسيد .اما درايران گريمورحاضر نيست دست به قلم مو بزند .در مورد بازيگرها هم همين طور است ،بازيگرها هم نمي خواهند يک ري اکشن اضافه از خودشان نشان دهند .
-کاوه: به نظر من گريم حدود 60 درصد موثر است مثلا اگر در صحنه اي من کتک خورده باشم و بدون گريم جلوي دوربين بروم اينکه بخواهم به مخاطب بفهمانم که صورتم درد مي کند خيلي سخت است ولي خب مسلما با گريم اين کاروالقاي حس راحت ترانجام مي شود .
 همديگر را در يک جمله تعريف کنيد:
-اميد: کاوه پسر خوبي است ،خيلي حرف مي زند ولي حرف گوش نمي دهد، همه چيزرا هم بايد تجربه کند تا يک چيزي را هم خراب نکند دست بردار نيست (خنده) ولي در کل پسر خوبي است.
-کاوه: اميد خيلي خوب است و من از نظر اخلاقي خيلي قبولش دارم. حالا شايد من يک کمي بهتر باشم(خنده)در ضمن باباي خوبي هم است.
 درخواستتان از مسئولين چيست؟
-اميد: کو گوش شنوا؟ الآن آن اتفاقي که نبايد بيفتد دارد مي افتد آن موج دارد مي آيد و کسي نيست که جلويش را بگيرد .در ضمن اگرآن گوش شنوا را پيدا کنم خودم شخصا ازاو خواهش مي کنم به داد سينماي ما برسيد .چرا يک دري باز شده و هرکس که از خانواده اش قهرمي کند بايد وارد اين عرصه شود ،چرا آدم هايي هستند که پول مي گيرند و نقش اول را تحويل بازيگر مي دهند وازآن طرف هم پولي که تهيه کننده بايد به بازيگر بدهد اين آدم ها مي گيرند درجيب خودشان مي گذارند بعد ادعا هم ميکنند که من به سينماي ايران کمک کردم و چهره جوان را وارد سينما کردم ;يکي نيست بگويد آقا شما به جيب خودتان کمک کرديد .من با چهره هاي جوان و تازه مخالف نيستم به شرط اينکه واقعا بازيگر باشند الان خيلي ها هستند که هم سن خودم يا ازمن کوچکترند ولي من شاگرديشان را مي کنم ، درهرصورت خدا کند انقلابي دراين سينما رخ دهد تا ما بتوانيم جايگاه خودمان را پيدا کنيم . مساله ديگراينکه، الان امنيت شغلي بازيگران تاکجاست؟من با اين حرفه شروع کردم و درهمين حرفه هم ادامه مي دهم .تا زماني که به سن 50 سالگي برسم 45 سال است که کار هنري کرده ام . آيا اين سينما امنيت شغلي براي من و يا امثال من در نظرگرفته ؟
 نظرتان رادر باره اين مصاحبه بگوييد؟
-اميد: اين مصاحبه تاريخي ترين مصاحبه اي بود که انجام دادم و يکي از بهترين خاطره هايم با مطبوعات بود.
-کاوه: مصاحبه خوبي بود و پرازخاطره.
 حرف پاياني؟
-اميد:آرزوي موفقيت براي تمام ايرانيان و حرف پاياني ديگر اينکه خواهش مي کنم تهيه کنندگان پول هايمان را بدهند .
-کاوه: تشکر مي کنم از شما و خواننده هايتان وحرف پاياني ديگر اينکه کساني که مي خواهند وارد اين عرصه شوند بيشتردقت کنند و گول ظاهر سينما را نخورند. 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي
سياسي و سياسي خارجي
هنري
استانها و شهرستانها
دانشگاه و خبر
کنکور