جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑíÇÝÊ Pdf ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1386/07/01 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - يكشنبه نسخه شماره 2866

 مراحل رشد کودک 
 استاد :جناب دکتر حسن احدي دانشجو:محسن جديدي قسمت پاياني

  رشد اجتماعي
رشداجتماعي تکامل روابط اجتماعي است و مستلزم هماهنگي با گروه اجتماعي و پيروي از هنجارها وسنت هاي آن است. احساس وحدت با گروه اجتماعي، درک روابط متقابل ميان اعضاي آن وهمکاري با ديگران از ديگر ملزومات رشد اجتماعي است. بقاي کودک در ابتدا وابسته به ديگران و تماس آنان با وي است. کودک پس از تولد ودر سال هاي نخست زندگي کاملا متکي به ديگران است. با افزايش سن، ميزان اتکاي کودک به ديگران کاهش مي يابد. اما با اين وجود، اين نيازها همچنان باقي است وکودک بدون تماس با ديگران قادر به ادامه زندگي نيست. رشد اجتماعي کودک چه از حيث نوع رفتار اجتماعي وچه ازحيث نوع معاشرتي که براي خود انتخاب مي کند، فرايند منظم و پيوسته است. براي نمونه کودکان  درسن مشخصي از بيگانگان خجالت مي کشند، يادر سني ديگر تمايل شديدي به آميزش با کودکان ديگر از خود نشان مي دهند ودر مرحله ديگري از زندگي، علاقه ي خاصي به معاشرت با کودکان جنس مخالف خود دارند. کودک 2ساله درعين حال به تنهايي به بازي مي پردازد، تمايل شديدي به تقليد از بزرگتران را دارد. کودک 2 تا5 ساله نه تنها مانع از دست زدن ديگر بچه ها به اسباب بازي هايش مي شود، بلکه خود بازيچه هاي آنان را مي ربايد واز معاشرت با آنان خودداري مي کند. در 3 سالگي کودک به تدريج به بازي هاي گروهي علاقه مند مي شوند، در 4 سالگي رفته رفته تحت تاثير گروه قرار مي گيرد. اين کيفيت به شکل آگاهي از عقايد ديگران وخود نمايي است.
کودک خردسال در ابتدا فاقد احساسات اجتماعي است، اما در مرحله بعد براثر سازگاري اجتماعي، مقام خود را درميان گروه بيشتر کرده و به بازي هاي گروهي کم وبيش منظم مي پردازد. در مرحله سوم از رشد اجتماعي، کودک با برقراري روابط گروهي، از زندگي اجتماعي لذت مي برد. دراين مرحله کودکان با تشکيل گروه هاي مستقل و انتخاب نام براي آنها، از دخالت وسرپرستي بزرگتران آزاد مي شوند. دراين دوره از 6 سالگي تا نزديکي هاي نوجواني، مقدار مراودات اجتماعي گروه افزايش مي يابد.
پژوهش هاي انجام شده درباره سازگاري اجتماعي کودکان، برخي عوامل موثر در شيوه  رفتار اجتماعي را مشخص ساخته است. براي نمونه فرزندان خانواده هاي مرفه که از شرايط مساعدي براي رشد جسمي وذهني برخوردارند در سازگاري اجتماعي موفق تر از فرزندان خانواده هاي فقير هستند. لازم به ذکر است که شيوه هاي برخورد کودک با گروه هايي که در آينده با آنها سروکار خواهد داشت به طور مستقيم به تجارب اخذ شده از محيط اجتماعي  خانوادگي بستگي دارد.
 رشد عاطفي
درباره تحول عاطفي در کودکي مي توان اظهار داشت که به موازات  پديدار شدن عملکردهاي رمزي، امکانات تجسم کردن نظام رمزها ونشانه ها و همچنين مبادلات فکري بين فردي ازطريق زبان - شکل اجتماعي شده ي کنش رمزي - جنبه هاي عواطف اجتماعي وشهودي درشکل احساسات اجتماعي ابتدايي ونخستين احساس هاي اخلاقي متجلي مي شوند. ازنظر تحول عاطفي بايد به اين نکته اشاره کرد که بين کنش هاي عاطفي وعملکرد شناختي همگامي يا توازن تنگاتنگي وجود دارد.
جدا کردن رشد عاطفي و اجتماعي دراين دوره از زندگي، کار آساني نيست و روان شناسان براي سهولت اين کار را انجام مي دهند. حالات عاطفي کودک ابتدا به احساس آسايش و عدم آسايش محدود مي شود، يعني زماني که تغذيه ي کودک با تاخير روي مي دهد يا خيس باشد، برانگيخته مي شود و واکنش هاي عاطفي در کودک مشخص مي شود. از زماني که کودک درمي يابد وجود مادر براي ارضاي نيازهايش ضروري است، اولين زمينه هاي آگاهي از عوامل اجتماعي نيز شکل مي گيرد. به اين ترتيب کمتر مي تواند زمينه هاي عاطفي را به طور جداگانه مورد بررسي قرار داد.
در3 يا 4 ماهگي هيجان هاي خوشايند کودک به صورت شادي، خنده و صداهاي مخصوص در مقابل محرک هاي مطبوع ديده مي شود. يک کودک طبيعي 3 تا  6 ماهه در مقابل چهره مادر يا افراد غريبه ويا حتي ماسک ومترسک لبخند مي زند. در اواخر سال اول زندگي، پاسخ عاطفي ترس گاه به صورت اضطراب کلي وگاه به صورت وحشت از غريبه، ترس از جدا شدن از مادر وترس از صداي بلند به وضوح ديده مي شود که به تدريج ازبين مي رود. دراين مرحله از رشد وجود مادر نه فقط به عنوان يک پرستار، بلکه ازاين نظرکه در رشد همه جانبه کودک در ابعاد مختلف جسمي، عاطفي و فکري موثر است، اهميت پيدا مي کند.اگر نيازهاي کودک به موقع برطرف شود و والدين عواطف واقعي خود را به کودک نشان دهند وکودک دريابد که صميمانه دوستش دارند واز او حمايت مي کنند، احساس امنيت، آرامش واطمينان پيدا مي کند. تحقيقات مختلف انجام شده در مورد حيوانات وانسان مويد اين مساله است.
 رشد شناختي (ذهني)
حدود پايان 2 سالگي، مرحله جديدي در رشد ذهني کودک آغاز مي شود که ويژگي هاي عمده آن تسلط بر نمادهاست، يعني کودک مي تواند از اين به بعد از نمادها به جاي اشيا استفاده کند که ازاين طريق توانايي انجام دادن عمليات ذهني بعد فراهم مي شود. از گونه اي استفاده از نمادها استفاده از کلمات به جاي اشيا و گسترش زبان است. تکلم کودک دراين مرحله کاملا خودمدار است، زيرا کيفيت استفاده از نمادها بستگي به تجارب شخصي کودک دارد. کودکان مختلف بسته به شناختي که از اشيا دارند، معاني گوناگوني از آنها به دست مي آورند. تسلط بر نمادها به کودک اجازه مي دهد تا آنچه را قبلا به صورت حسي وحرکتي انجام مي داده است، اکنون به طور ذهني بکار برد.
بايد دانست که براساس نظام پياژه دراين سطح با کودکي سروکار داريم که در مرحله ي پيش عملياتي است، يعني دراو شکل گيري عمليات منطقي عيني گام بر مي دارد، بي آنکه بتواند از عهده ي انجام دادن آن به طور کامل برآيد. اما به موازات اين فعاليت، کنش نمادي يا رمزي در کودک گسترش مي يابد و امکان تجسم اشخاص غايب و مکان و رويدادهاي دوراز نظر را براي وي فراهم مي سازد وکودک مي تواند برمبناي اين تجسم ها به استدلال بپردازد.
کنش نمادي در شکل زبان، در شکل تقليد در غياب الگو ودر شکل بازي رمزي متجلي مي گردد و فکر کودک را از انعطاف بيشتري برخوردار مي سازد.
در مجموع گسترده پيش عملياتي را بايدازيک سو فرصت شکل گيري ابزارهاي جديد ذهني يعني ظرفيت تجسم وشکل گيري تصوير ذهني و بروز ظرفيت هاي مبتني بر کنش نمادي يعني زبان، تقليد معوق وبازي رمزي دانست واز سوي ديگر پيشرفت درجهت کسب ظرفيت هاي شناختي مقدماتي.
بررسي هايي که درباره تحول حافظه کودک به عمل آمده اند نشان مي دهند که دراين سطح بازشناسي درکودک خوب ولي يادآوري از تحول کمتري برخوردار است.
در قلمرو زبان خزانه لغات کودک از آغاز اين دوره به سرعت غني تر مي شود وبه رعايت دستور زبان بهبود قابل ملاحظه اي برخوردار مي گردد.
فکر رمزي در قالب بازي هاي رمزي در گستره فکر تجسمي ودرکنار شکل گيري زبان به شکل روان بندي رمزي آغاز مي شود وامکان بيان آسان و دلخواه افکار وخواسته هاي کودک را فراهم مي آورد، بازي رمزي دراين سطح گسترش مي يابد وبه قله مي رسد.
از 6 تا 12 سالگي دگرگوني هاي شناختي مهمي به وقوع مي پيوندد، ظرفيت تمرکز ذهني کودک مدام از استحکام بيشتري برخوردار مي گردد. کودک مطمئن تر، پايدارتر وگزينشي تر به امور مي نگرد. کودکان دراين سنين توانايي آن را دارند که بخش هاي مهم تر يک تکليف را درک کرده ويا در موقعيت هاي دوپهلو امکاناتي را برگزينند که به حل مشکل کمک مي کنند.
بايد خاطر نشان ساخت که دراين سطح  منطقي که کودک به آن دست مي يابد منطقي است که از چارچوب عيني خود جدا شدني نيست، يعني منطق عيني است وبه حضور مادي اشيايي که درباره آنها اعمال مي شود وابسته است. به عبارت ديگر، کودک نه تنها تا زمانيکه اشيا را لمس نکند ودرآنها دخل وتصرف نکند نمي تواند به صورت منطقي استدلال کند، بلکه در برابر قضاياي ساده ي لفظي، حتي درسطح عيني، هنوز به طور کلي در استدلال در مي ماند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
مرز پرگهر
دانش و پژوهش
خبر دانشگاه
آموزش و سنجش
اقتصاد و بازار
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته