جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1388/06/19 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران (پنجشنبه) (شهادت مولاي متقيان حضرت علي (ع) را تسليت مي گوييم) نسخه شماره 3411

  بررسي رشد اخلاقي و عوامل موثر در پرورش آن 
  استاد: دکتر حسن احدي ------- دانشجو: حسن خضري( قسمت دوم )

 3 ) پيروي از معيارهاي بيروني 
توصيف : 
بخشي از طبيعت يک فرد اخلاقي ، پيروي از کنترل هاي بيروني منتخب است مشخص شده است که ريشه ي اين پيروي ، در نوزادي شروع مي شود. 
در حدود 19-18 ماهگي ، کودکان نوپا شروع به پيروي از درخواست هاي مادرشان مي کنند. انها به شکلي خود انگيخته جبران خسارتهاي ناشي از قانون شکني هايشان را اغاز مي کنند. 
رابطه با فرزند پروري : 
رفتار والدين ، تاثير عمده اي بر رشد پيروي از معيارهاي بيروني دارد. 
مشخص شده است که انعطاف پذيري مادر ، تکيه ي او بر مذاکره و گفتگو به جاي کنترل مستقيم و عاطفه ي مثبت در زمان فرزند پروري ، با سطوح بالاي اطاعت در دوره نوپايي رابطه دارد. 
4 ) عزت نفس 
توصيف : 
عزت نفس در کودکي با سلامت رواني بعدي در زندگي رابطه دارد، حال انکه فقدان عزت نفس با بدکارکردي اجتماعي واسيب هاي رواني نظير افسردگي و اضطراب در ارتباط است. 
رابطه با فرزندپروري : 
سه بعد محوري فرزند پروري ، عزت نفس را ارتقا مي دهد: 
1  -پذيرش کودکان . 
2-  تعيين محدوديت هاي مشخص براي رفتار کودک. 
3-  اجازه دادن به کودکان براي ابراز نظرهاي شخصي و احترام گذاشتن به شخصيت منحصر بفرد کودک و نقطه نظرات او. 
خصيصه هاي هسته اي اخلاقي: 
1 )- همدلي 
توصيف : 
هافمن همدلي را به صورت پاسخ هاي عاطفي به اندوه و رنج فردي ديگر تعريف کرده است که بيش از انکه با وضعيت خود فرد مناسب باشد، با وضعيت فرد مقابل تناسب دارد. 
او همدلي را به عنوان پديده اي ناظر تلقي مي کند مثل اينکه همدلي ، در فردي که در حال مشاهده ي تجسم مصائب فرد ديگري از بيرون است برانگيخته مي شود. 
رابطه با فرزند پروري : 
هافمن براين باور است که همدلي در تمايل فطري نوزاد به هماهنگ شدن با عواطف نارحت کننده ي ديگران که او ان را همدلي جهاني مي نامد شکل گرفته است و بوسيله ي رشد شناختي کودک به ويژه توانايي در حال تحول کودک براي در نظر گرفتن ديدگاه هاي ديگران تغذيه شده و بارور مي شود. 
هافمن نيز بر نقش استدلال استقرايي والدين و از سوي ديگر ، پرهيز از روش هاي اعمال قدرت و قطع محبت تاکيد کرده است . والديني که رفتارهاي فرزند پروري خود را براي کودکشان توضيح مي دهند ( به ويژه با تمرکز بر پيامدهاي رفتار فرد براي ديگران ) کودک همدلتري دارند. 
2 ) وجدان 
توصيف : 
وجدان را ترکيبي از 1 ) معيارهاي دروني شده ، و 2) پيامدهاي رفتاري و عاطفي پيروي يا تخطي از معيارهاي ديگران ، مي شناسند. 
کوچانسکا و همکاران وجدان را پديده اي با دو بعد اصلي توصيف کرده اند:
نخستين بعد، ناراحتي عاطفي است که پيامدهاي عاطفي تخطي از معيارها نظير احساس گناه، تاسف، همدلي با قرباني و .... را در بر مي گيرد. 
بعد دوم، نظارت اخلاقي فعال يا هشياري است که شامل دروني سازي کلاسيک معيارها و اعتراف، جبران خسارت و نظارت بر تخلفات ديگران است . 
رابطه با فرزندپروري : 
رعايت موارد زير در فرزندپروري ، بر رشد و جدان تاثير دارد . 
استفاده از استدلال اسقرايي توسط والدين به افزايش دروني ساختن معيارهاي اخلاقي و ايجاد وجدان کمک مي کند. 
پرهيز از اعمال قدرت توسط والدين ، بيش از تکيه بر اعمال قدرت ، ايجاد کننده ي وجدان است. 
عاطفه ي مثبت ، متقابل ميان مادر و کودک و پرهيز مادر از اعمال قدرت با دروني ساختن معيارها در کودکان پيش دبستاني رابطه دارد. 
3 ) نوعدوستي 
توصيف : 
نوعدوستي را مي توان به عنوان يک رفتار يا مجموعه اي از رفتارها ويا به عنوان يک صفت شخصيتي ( خصيصه يا منش ) تعريف کرد مورد دوم،معمولا نشان دهنده ي تمايل به درگيرشدن در مورد اول است . 
کودکان نوعدوست، معمولا فعال ، اجتماعي ، با کفايت، جسور ، پيشرو در قبول وظايف و استدلال اخلاقي و دلسوز هستند. 
رابطه با فرزند پروري : 
فرزند پروري ، يک تعيين کننده ي مهم نوعدوستي است.   والدين کودکان نوعدوست ......
با محبت و حمايت گرند و خود الگوي نوعدوستي هستند. 
تاثير اعمال و رفتارها را بر ديگران مشخص مي کنند. 
از استدلال استقرايي (قياس کل از جز») استفاده مي کنند. 
انتظارات روشني درباره ي انجام رفتارهاي سنجيده دارند. 
براي اينکه کودکانشان مسئوليت پذيري خود را نسبت به ديگران نشان دهند، براي انها فرصت هايي  فراهم مي اورند. 
معمولا به هنگام سخن گفتن درباره ي خوب و بد، از عواطف عميق بهره مي گيرند. 
از سبک فرزند پروري مقتدرانه استفاده مي کنند. 
4 ) استدلال اخلاقي 
توصيف : 
مردم ممکن است در زمينه ي اخلاقيات ، ديدگاه هايي متعادل و ارماني داشته باشند، ولي الزاما رفتارشان منطبق با اين نظرات نباشد در نتيجه نمي توانيم انتظار مطابقت کاملي بين داوري اخلاقي و عمل اخلاقي داشته باشيم . ولي کلبرگ معتقد بود که بايد ميان اين دو، تا حدي ارتباط وجود داشته باشد.
رابطه با فرزند پروري : 
بيشتر پژوهش ها ، بر سه متغير اصلي مربوط به والديني متمرکز کرده اند. 
1 ) مرحله اي از استدلال اخلاقي که والدين در ان قرار دارند. 
2 )شيوه ي انظباطي والدين 
3 ) الگوي ارتباط در خانواده 
به نظر مي رسد که تنها دو متغير اخر ، عامل رشد ا ستدلال اخلاقي باشند. 
والدين مقتدر ، بامحبت ، نظارت کننده و خوش برخورد که از فرزندشان انتظارات بالايي در مورد رفتار سنجيده دارند، عملکرد اخلاقي سطح بالا را در کودکانشان بوجود مي اورند.
 ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته